<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>كرامپ نويسندگان                         </title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/</link>
<description>(كرامپ نوازندگان)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 18 Nov 2008 15:02:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تاثير دما در تشديد علائم كرامپ :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;قرار گرفتن در آب سرد يا هواي سرد (حتي براي چند دقيقه ) مي تواند تا چندين روز علائم كرامپ نويسندگان را تشديد كند . تمام طول دست در برابر سرما آسيب پذير است نكته مهمتر اينكه در معرض سرما قرار گرفتن نا حيه كوچكي از دست ، كل دست از نوك انگشتان تا مفصل كتف را دچار كرامپ مي كند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين در حالي است كه گرما تاثير خاصي در كم شدن علائم ندارد و روشهاي در ماني اي كه مبتني بر گرم كردن موضع مي باشد نتيجه بخش نيستند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصل پاييز و زمستان را مي توان براي مبتلايان به كرامپ نويسندگان فصل رنج مضاعف ناميد، زيرا هر قدر هم كه از لباس ها و دستكش ضخيم استفاده كنند سرمايي كه از بين لا يه هاي لباس عبور مي كند و به سطح پوست مي رسد براي شروع عوارض بيماري كفايت مي كند .   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Nov 2008 15:02:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط عجيب بين دو دست :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مطلب زير را براي پزشكان متعددي بيان كرده ام و همه آنها به طور عجيبي واكنش يكساني نشان داده اند ، فقط تعجب كرده اند و بابت تعجب كردنشان حق ويزيت گرفته اند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گاهي اوقات در شرايط خاصي قرار مي گيرم كه ناچار مي شوم دقايق طولاني مشغول نوشتن باشم .بلا فاصله پس از شروع به كار درد در دست راستم ايجاد مي گردد و با ادامه كار شدت ناراحتي افزايش پيدا مي كند پس از حدود 5 تا 10 دقيقه كم كم دست چپم كه كاري انجام نمي داده و در حال استراحت بوده نيز دردناك مي شود و تمام علايم دست راست در دست چپ هم ايجاد مي شود .حالت برعكس آن را هم امتحان كرده ام وقتي با دست چپ كاري انجام مي دهم بعد از چند دقيقه دست راستم هم دچار مشگل مي شود . مي دانم كه تو جيه اين وضعيت كار ساده اي نيست ولي شايد جدي گرفتن آن بتواند كمكي به رمز گشايي از بيماري كرامپ نويسندگان نمايد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Oct 2008 11:51:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> آزمايشات پزشكي هميشه قابل اعتماد نيستند :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سال 1373 به علت درد شديد در ناحيه كتف و بازوي چپ كه تا انگشتان كوچك و دوم امتداد مي يافت به پزشكان ارتوپد مراجعه كردم . تشخيص اوليه همه آنها آرتروز گردن بود ولي در عكسهاي راديولوژي از مهره هاي گردن هيچ گونه ضايعه اي به چشم نمي خورد پس از مشاهده عكسها تقريبا همه پزشكان معتقد بودند كه من هيچ گونه مشگل جسمي ندارم و بيماري من نوعي تمايل به تظاهر كردن به بيماري و به زبان ساده خود آرتروز كم بيني !!! مي باشد و من را به پزشك اعصاب وروان معرفي نمودند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از گذشت ده سال در سال 1383 براي تشخيص دقيق بيماري كرامپ نويسندگان از ناحيه گردن عكس ام آر آي گرفتم . اين بار پزشكان محترم پس از بررسي دقيق عكسها اعلام كردند كه بين مهره هاي 4 و 5 گردن ساييدگي كوچكي وجود دارد كه به علت قرار گرفتن در ناحيه داخلي در عكسهاي راديو لوژي معمولي قابل ديدن نيست و به عبارت ديگر بعد از ده سال انكار سرانجام پذيرفتند كه من مبتلا به آرتروز گردن هستم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اين يعني اينكه اگر طي اين ده سال دانشمندان خارجي روش عكسبرداري ام آر آي را اختراع نكرده بودند پزشكان محترم داخلي پس از دريافت حق ويزيت هاي رو ميزي وزير ميزي هم چنان بيماري من را از جنس اعصاب و روان تشخيص مي دادند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شايد چاره اي نداشته باشيم و بايد آن قدر صبر كنيم تا غربي ها ابزار جديدي براي تشخيص بيماري كرامپ نويسندگان اختراع كنند و نهايتا راهي براي معالجه اين بيماري پيدا شود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                                                          &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Oct 2008 16:21:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سكوت خبري :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي كه به بيماري كرامپ نويسندگان مبتلا شدم بيش از پانزده سال بود كه سنتور مي زدم ، فارغ التحصيل رشته موسيقي از دانشگاه بودم ، از كلاس حداقل ده نفر از اساتيد مطرح موسيقي كشور استفاده كرده بودم ، روزانه حدود 2 ساعت مطالعه در زمينه هاي مختلف انجام مي دادم ولي در هيچ كلاس و كتاب و سايت ومجله و......... نام ونشاني از اين بيماري نشنيده بودم  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قطعا اگر حتي يكبار نام اين بيماري به گوشم رسيده بود و يا حتي اگر يك درصد احتمال مي دادم كه ممكن است به اين عارضه مبتلا شوم راه مطمئن تري را براي تمرين انتخاب مي كردم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طي اين سالها بارها با خود انديشه كرده ام گناه عدم آگاهي نوازندگاني همانند من بر گردن كيست ؟ چرا اساتيد موسيقي فقط ياد دادن رديف و رنگ و چهار مضراب را وظيفه خود مي دانند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند درصد از اساتيد بزرگ ما درباره اين بيماري اطلا عات دارند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از ابتلا به اين بيماري با تعدادي از اساتيد موسيقي به صورت مستقيم و غير مستقيم صحبت كردم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  بسياري از آنها از شنيدن جزئييات اين بيماري تعجب مي كردند و اظهار بي اطلاعي مي نمودند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقط استاد كياني نژاد وجناب آقاي  نادر سينكي در اين باره اطلاعاتي داشتند كه براي من حكم نوشدارو پس از مرگ سهراب را داشت . بايد بپذيريم كه نوازندگي حرفه اي مي تواند باعث ايجاد بيماري هايي گردد كه تا آخر عمر نوازنده را آزار داده واز نواختن ساز محروم كند . بايد بپذيريم كه در كتاب هاي رنگارنگ دستور سنتور و تار وسه تار و كمانچه و ويلن و.............. بايد نام بيماري هاي آرتروز ،كرامپ نويسندگان ، سندرم كارپال ،تنيس البو ، گلف البو  آورده شود و به هنرجويان درباره مراقبت از ابتلا به آن ها آموزش داده شود .  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:29:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه نوازنده ها در معرض خطرند :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بيماري كرامپ نويسندگان فقط مختص نوازندگان سنتور نيست و نوازندگان ساير سازها نيز ممكن است به آن مبتلا شوند . وجه اشتراك همه بيماران ، تمرين و نوازندگي در وضعيت انقباض عضلات به مدت طولاني مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طي اين چند سال از بين افرادي كه به صورت حرفه اي نوازندگي مي كردند با (2) نوازنده سنتور ، (1) نوازنده تار ، (1) نوازنده عود ، (1) نوازنده كمانچه و از بين آماتورها نيز با (2) نوازنده سنتور كه يكي كارمند و ديگري نجار بودند وهمگي به اين عارضه مبتلا شده بودند ، بر خورد داشتم كه بيشترشان نوازندگي را رها كرده و حتي ساز خود را فروخته بودند .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 14:00:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هشدار جدی به نوازندگان سنتور :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;يكي از روشهاي مضراب زدن در ساز سنتور استفاده از حركت عمودي مفصل مچ مي باشد ، كه در نوازندگي اساتيد اين ساز در تركيب با حركتهاي ديگر (انگشتان ، ساعد و آرنج) با درصدهاي مختلف ديده مي شود . در كتابهاي آموزش سنتور نيز بر مضراب زدن از مچ تاكيد فراوان شده . اين شيوه به خودي خود مشكلي ايجاد نمي كند اما در يكي دو دهه اخير تحت تاثير مكتب سنتور نوازي معاصر و نوين بين نوازندگان سنتور رايج شده كه هنگام تمرين مضراب را با سه انگشت خود محكم نگاه داشته و با انگشت شصت به پشت مضراب فشار وارد نمايند .بعد از يكي دو ماه تمرين به اين شكل يكي از اين سه حالت اتفاق مي افتد يا تكنيك نوازنده پيشرفت چشمگيري كرده و قطعات سرعتي را بدون هيچ مشكلي اجرا مي كند يا زائده كوچكي پشت مفصل مچ ايجاد مي شود كه نيازمند تيغ جراحي است و يا به درد لاعلاج كرامپ نويسندگان مبتلا مي شود كه براي هميشه بايد نوازندگي را كنار بگذارد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنرجويان سنتور بايد بدانند كه نوازنده مطلوب شدن راه ميانبر ندارد و براي رسيدن به مضراب زدن صحيح كه قدم اول در راه نوازندگي خوب و مطلوب مي باشد بايد سالها رياضت كشيد و خون دل خورد و هيچ گاه وسوسه اين روش مضراب زدن را به دل راه ندهند !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Oct 2008 13:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علت ايجاد بيماري:</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تا زماني كه فردي از دستهاي خود به صورت عادي و براي انجام دادن كارهاي روزمره استفاده كند قطعا اين بيماري به سراغ وي نخواهد آمد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حقيقت اين بيماري مخصوص كساني است كه به صورت حرفه اي از دستهاي خود براي انجام دادن يك فعاليت ثابت و تكرار شونده مانند نوشتن ونواختن ساز استفاده مي كنند . به نظر مي رسد تكرار حركت به تنهايي نمي تواند باعث ايجاد بيماري گردد و در كنار اين تكرار فشاري كه به انگشتهاي شصت وسبابه وارد مي شود هم عامل مهمي براي شروع بيماري است ، يعني محكم به دست گرفتن و فشار آوردن به مداد ، خودكار يا مضراب ساز و كار كردن در اين شرايط در افرادي كه احتمالا زمينه ژنتيك بروز بيماري را دارند عامل آغاز آن مي گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دقيقا به همين علت است كه نمي توان پذيرفت اين بيماري صرفا به خاطر اختلال در عملكرد مغز باشد ، بايد رابطه اي بين فشار وارده به انگشتان و ضايعه ايجاد شده وجود داشته باشد حلقه مفقوده در اين ميان محل به وجود آمدن ضايعه است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بايد مشخص شود فشار آوردن به انگشتهاي شصت و سبابه از طريق چه مكانيزمي باعث ايجاد ضايعه بر گشت ناپذير در مغز مي گردد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 16:17:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تشخيص بيماري :</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;معمولا وقتي بيمار به علت درد در ناحيه دست به پزشك مراجعه مي كند آزمايشهاي لازم جهت تشخيص علت عارضه و تعيين محل دقيق ضا يعه انجام مي گردد كه شامل نوار عصب و عضله ، عكس راديولوژي و ام آر آي از دست ومهره هاي گردن و آزمايش خون جهت تشخيص رماتيسم مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آزمايشات فوق در فرد مبتلا به كرامپ نويسندگان هيچ گونه ضايعه اي را در عضله ، تاندون ، استخوان ، غضروف و اعصاب محيطي شخص بيمار نشان نمي دهند و به تعبير ديگر هيچ راهي براي تشخيص بيماري بجز اظهارات خود بيمار وجود ندارد.همين مسئله باعث شده بيشتر پزشكان نتيجه گيري كنند كه اين بيماري بر اثر اختلال در عملكردبخش هاي از مغز كه وظيفه هماهنگي بين عضلات را بر عهده دارند به وجود مي آيد يعني وقتي عضله اي براي انجام كاري به حالت منقبض درآمد مغز براي برگرداندن آن به حالت طبيعي فرمان لازم را صادر نمي كند در نتيجه عضله به حالت منقبض باقي مانده و باعث بروز درد واحساس ناراحتي مي شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 17:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علايم بيماري</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;درد ناشي از كرامپ نويسندگان شكلهاي مختلف و متنوعي دارد ومتناسب با نوع فعاليت، محل آن تغيير مي كند. اين درد معمولا به شكل بي حسي آزار دهنده بند اول انگشتان شصت و سبابه آغاز مي شود سپس استخوانهاي پشت دست دردناك شده و مفاصل پشت دست نسبت به ضربه حساس مي شوند. عضلات كف دست و انگشتان دچار احساس تورم مي گردند . حلقه اي از درد دور مچ دست ايجاد مي گردد. عضلات و تاندونهاي ساعد در نزديكي آرنج دچار انقباض و درد شديد مي شود. گاهي اوقات درد به شكل يك نوار ممتد تا مفصل كتف ادامه پيدا مي كند. تق تق كردن همراه با درد ناحيه مچ هنگام حركت و چرخش حول محور ساعد موقع  انجام دادن كارهاي روزمره، همچنين سر وصداي دردناك مفصل انگشت شصت از ديگر نشانه هاي اين بيماري مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علايم اين بيماري تا حدودي شبيه علايم عارضه هاي سندرم كارپال (cts) و تنيس البو است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شخص مبتلا در انجام كارهاي دقيق وظريف مانند نوشتن و نواختن ساز نمي تواند حركت دستها را كنترل كند در حقيقت دستها از مغز فرمان نمي برند. دستخط فرد مبتلا به سختي خوانده مي شود، البته طبيعي است كه شنيدن ساز وي نيز لطفي نخواهد داشت ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 08:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرح بيماري</title>
<link>http://writers-cramp.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;كرامپ نويسندگان دست هاي فرد مبتلا را دچار ناراحتي و عدم كارايي مي نمايد. هر چند ظاهر دستها كاملا سالم به نظر مي رسد و در هنگام استراحت هيچ گونه مشگلي احساس نمي گردد اما به محض شروع كاري كه با دست ها انجام ميشود درد شديد ، خواب رفتگي ، احساس باد كردن ، حالت برق گرفتگي و عدم كنترل در حركات ظريف بيمار را از ادامه كار منصرف مي كند.معمولا اگر زمان فعاليت در حد يكي دو دقيقه باشد با قطع كردن فعاليت علايم ناراحتي از بين مي رود.ولي اگر فعاليت مزبور بيشتر از پنج تا ده دقيقه ادامه پيدا كند حتي با قطع كردن آن كار بخشي از دردها تا ساعتها بلكه روزها باقي مي ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر خلاف آنچه كه از نام بيماري به نظر ميرسد بجز نوشتن و نواختن هر گونه ساز موسيقي تقريبا تمام كارهايي كه با دست انجام مي شود كم وبيش باعث تشديد علايم بيماري مي گردد. انجام دادن كارهايي مثل : كار كردن با موس و كيبورد كامپيوتر ،شستن ظرف و لباس ، شتشوي بدن در حمام ، ناخن گرفتن،مسواك زدن ، واكس زدن كفش،كار كردن با قيچي، كار كردن با ابزار فني (چكش،اره،انبردست....)،پوست كندن وخرد كردن ميوه، پاك كردن سبزي، جارو زدن، نظا فت منزل با دستمال، جا به جا كردن لوازم منزل، پارو كردن، بيل زدن، تمام ورزشها، رقصيدن، ايستادن بيش از نيم ساعت، صحبت كردن با تلفن، حمل كيف، دوختن با دست، رانندگي، شكستن چوب و  هيزم  با  دست ، نوشتن اس ام ا س   وكار كردن با موبايل، كف زدن وبشكن زدن،شمردن اسكناس، حتي نگه داشتن يك برگ كاغذ ،  كه در طول روز به دفعات تكرار ميشود براي شخص بيمار همراه با درد و ناراحتي مي باشد و كم كم فرد مبتلا را دچار سر خوردگي و احساس ياس و افسردگي مي نمايد.                &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2008 16:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=writers-cramp&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>writers-cramp</dc:creator>
<guid>http://writers-cramp.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
